لغت نامه دهخدا
کروتن. [ ک َ رَ / رُو ت َ ] ( اِ ) به فارسی عنکبوت است. ( فهرست مخزن الادویه ). کارتنه. دیوپای. رجوع به کروتنه شود.
کروتن. [ ک َ رَ / رُو ت َ ] ( اِ ) به فارسی عنکبوت است. ( فهرست مخزن الادویه ). کارتنه. دیوپای. رجوع به کروتنه شود.
درختچه ای با شیرۀ تند که دانه و روغن آن مصرف دارویی دارد.