کبیده کردن

لغت نامه دهخدا

کبیده کردن. [ ک َ دَ / دِ ک َ دَ ]( مص مرکب ) بلغور کردن. اجشاش. ( یادداشت مؤلف ): جش؛کبیده کردن گندم. عثلب الطعام؛ در خاکستر بریان کرد گندم را یا بضرورت کبیده کرد آن را. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

بلغور کردن اجشاش

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
آنتیموان یعنی چه؟
آنتیموان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز