کاهبن

لغت نامه دهخدا

کاهبن. [ ب ُ ] ( اِ مرکب ) بن کاه. ساقه وتنه خشک شده گندم و جو. ساقه های درهم شکسته غلات از قبیل گندم و جو و ارزن و برنج و جز آن که اهالی دارالمرز کلش نامند. ( ناظم الاطباء ). || میدانی که این ساقه ها را در آن ریزند. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

بن کاه ساقه و تنه خشک شده گندم و جو

نام یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز