لغت نامه دهخدا
چاپارچی باشی. ( ترکی، ص مرکب، اِ مرکب ) چپرچی باشی. رئیس چاپارچی ها. || کنایه از اشخاص شتابکار و عجول.
چاپارچی باشی. ( ترکی، ص مرکب، اِ مرکب ) چپرچی باشی. رئیس چاپارچی ها. || کنایه از اشخاص شتابکار و عجول.
چپرچی باشی. رئیس چاپارچی ها. یا کنایه از اشخاص شتابکار و عجول.