پیش اینده

لغت نامه دهخدا

( پیش آینده ) پیش آینده. [ آ ی َ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) مقبل. مقدم. نزدیک آینده. متصدی. ( منتهی الارب ). مترقی. متجاوز. رخ دهنده: متکلف؛ پیش آینده بکاری که افزون باشد از حاجت. مستمیت؛ پیش آینده به جنگ. کابح؛ پیش آینده ازآن چیز که فال بد می گیری از وی. میتاح؛ پیش آینده مردم را به بدی. ( منتهی الارب ). رجوع به پیش آمدن شود.

فرهنگ فارسی

( پیش آینده ) ( صفت ) ۱- نزدیک آینده جلو آینده. ۲- اقدام کننده مقام: متکلف پیش آینده بکاری که افزون باشد از حاجت. ۳- مترقی. ۴- متجاوز. ۵- رخ دهنده حادث شونده. ۶- آینده مستقبل: پیدا کردن آنکه این جبناننده چیزی نبود عقلی و متغیر و ناشونده و از حال اکنون و گذشته و پیش آینده خبر نادارنده.

پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز