ورزاو

لغت نامه دهخدا

ورزاو. [ وَ ] ( نف، اِ ) گاوی را گویند که زمین بدان شیار کنند، یعنی گاو زراعت. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( انجمن آرا ). رجوع به ورزا شود.

فرهنگ فارسی

(صفت اسم ) گاو نر گاو ورز ور زاو گاو ماده: و هر بنده ای با زن و فرزند و مال و تجمل و هم چندانکه گاو ورزا او را بود او را گاوان ماده بود.