هشیاردلی
مترادفها
هوشیاری، خرد، عقل، آگاهی، ذکاوت
لغت نامه دهخدا
هشیاردلی. [ هَُ ش ْ دِ ] ( حامص مرکب ) هشیاری. هوشیاری. هوشمندی. بیداردلی:
ای به لشکرشکنی بیشتر از صد رستم
ای به هشیاردلی بیشتر از صد هوشنگ.فرخی.
هوشیاری، خرد، عقل، آگاهی، ذکاوت
هشیاردلی. [ هَُ ش ْ دِ ] ( حامص مرکب ) هشیاری. هوشیاری. هوشمندی. بیداردلی:
ای به لشکرشکنی بیشتر از صد رستم
ای به هشیاردلی بیشتر از صد هوشنگ.فرخی.