نگون اوردن

مترادف‌ها

پایین آوردن، واژگون کردن، خم کردن

متضادها

راست کردن، برپا کردن

لغت نامه دهخدا

( نگون آوردن ) نگون آوردن. [ ن ِ وَ دَ ] ( مص مرکب ) نگونسار کردن. نگون کردن. رجوع به نگون کردن شود:
همی راند او را به کوه اندرون
همی خواست کآرد سرش را نگون.فردوسی.ببینیم تا جنگ چون آورد
چه سازد که دشمن نگون آورد.فردوسی.

فرهنگ فارسی

( نگون آوردن ) نگونسار کردن. نگون کردن.

جمله سازی با نگون اوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سپاه عظیم دشمن با قدرت بسیار زیادی توانست ارتش پادشاه را در میدان نبرد بزرگ، کاملاً نگون آورد و پیروز میدان شود.

💡 هدف اصلی آن جنبش، نگون آوردن ساختارهای قدیمی و ظالمانه‌ای بود که سال‌ها باعث استثمار و رنج کشیدن مردم بی‌گناه می‌شدند.

💡 با استفاده از استراتژی‌های جدید نظامی، فرماندهان امیدوار بودند که بتوانند ارتش دشمن را در قلب خاک خود نگون آورند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران