نوشمندی
مترادفها
سودمندی، فایده، بهرهمندی
متضادها
ضرر، زیان
لغت نامه دهخدا
نوشمندی. [ م َ ] ( حامص مرکب ) نوشمند بودن. شیرینی. رجوع به نوشمند شود:
دهان چندان نماید نوشخندی
که یابد در طبیعت نوشمندی.نظامی.
سودمندی، فایده، بهرهمندی
ضرر، زیان
نوشمندی. [ م َ ] ( حامص مرکب ) نوشمند بودن. شیرینی. رجوع به نوشمند شود:
دهان چندان نماید نوشخندی
که یابد در طبیعت نوشمندی.نظامی.