نواتج
مترادفها
نتایج، محصولات، پیامدها، دستاوردها
متضادها
مقدمات، علل
لغت نامه دهخدا
نواتج. [ ن َ ت ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ ناتج. رجوع به ناتج شود. || مواشی نواتج؛ ستور بچه آور. ( از ناظم الاطباء ). رجوع به ناتج شود.
فرهنگ فارسی
جمع ناتج است ٠ یا مواشی نواتج: ستور بچه آور ٠