نانخوار

مترادف‌ها

مفت‌خور، انگل

لغت نامه دهخدا

نانخوار. [ خوا / خا ] ( نف مرکب ) نان خور. نان خواره. عیال. رجوع به نانخواره و نانخور شود.

جمله سازی با نانخوار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او که سال‌هاست بدون هیچ فعالیت مشخص یا تلاش معناداری زندگی می‌کند، در واقع یک نانخوار است که تنها به حساب دیگران زندگی می‌برد.

💡 جامعه نباید اجازه دهد افرادی که نانخوار هستند و از منابع عمومی بدون هیچ خدمتی بهره‌مند می‌شوند، بر حقوق کسانی که کار می‌کنند اثر بگذارند.

💡 در آن سازمان کوچک، تعدادی از افراد نانخوار بودند که بدون انجام وظایف اصلی خود، تنها به دنبال دریافت حقوق ماهیانه از بودجه شرکت بودند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران