ناضل تصویر معنی ناضل لغت نامه دهخدا ناضل. [ ض ِ ] ( ع ص ) بهادر. غازی. ( ناظم الاطباء ). غالب در نضال. ( المنجد ). اسم فاعل از نضل است. ج، نضال. رجوع به نضل شود. فرهنگ فارسی بهادر غازی. کلمات مرتبط نیضال ناعق ناشع ناصف ناشط نبار