ناشکر شدن
مترادفها
ناسپاس شدن، قدرناشناسی
متضادها
سپاسگزار شدن، شکر کردن
لغت نامه دهخدا
ناشکر شدن. [ ش ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) کفران ورزیدن. ناسپاس شدن. رجوع به ناشکر شود.
فرهنگ فارسی
کفران ورزیدن ناسپاس شدن.
ناسپاس شدن، قدرناشناسی
سپاسگزار شدن، شکر کردن
ناشکر شدن. [ ش ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) کفران ورزیدن. ناسپاس شدن. رجوع به ناشکر شود.
کفران ورزیدن ناسپاس شدن.