نازبو ی
مترادفها
نازک، لطیف، ظریف
لغت نامه دهخدا
نازبوی. ( اِ ) سپرغم. نوعی از ریحان. ( آنندراج ). ریحان. نازبو. رجوع به نازبو شود.
فرهنگ فارسی
( نازبو ی ) ( اسم ) شاهسپرم.
نازک، لطیف، ظریف
نازبوی. ( اِ ) سپرغم. نوعی از ریحان. ( آنندراج ). ریحان. نازبو. رجوع به نازبو شود.
( نازبو ی ) ( اسم ) شاهسپرم.