لغت نامه دهخدا
حبق ریحانی. [ ح َ ب َ ق ِ رَ ] ( اِ مرکب ) ریحان الصغیر. ریحان. حبق نبطی. ریحان الحماحم. || آنچه خورده میشود از مقل مکی. ( منتهی الارب ). || شیح. ( تحفه حکیم مؤمن ).
حبق ریحانی. [ ح َ ب َ ق ِ رَ ] ( اِ مرکب ) ریحان الصغیر. ریحان. حبق نبطی. ریحان الحماحم. || آنچه خورده میشود از مقل مکی. ( منتهی الارب ). || شیح. ( تحفه حکیم مؤمن ).
ریحان الصغیر ریحان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هرکجا نسخهکنند آن خط ریحانی را نیست جز نالهکشیدن قلم مانی را
💡 راحت روح پدید آرد دیدار تو شاه زهر بر یاد تو گردد چو می ریحانی
💡 چرخ دین را چو مه و پروینی باغ جان را چو گل و ریحانی
💡 ز بویش بود ریحانی نفس بود زرنگش دیده را از لعل بس بود
💡 وقت صحبت آنچنان مستش کنم کاندر نشاط لاله اش همرنگ می از راح ریحانی شود
💡 ریزی بریز از آن می ریحانی سرشک وز بوی جرعه کن دم ریحان صبحگاه