نحراء

لغت نامه دهخدا

نحراء. [ ن ُ ح َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ نحیر. رجوع به نحیر شود.

جمله سازی با نحراء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در متون کهن ادبی، شاعر با توصیف زیبایی‌های چهره معشوق، به ظرافت‌های ناحیه نحراء و گردن او اشاره کرده است تا زیبایی او را برجسته کند.

💡 جراح پس از بررسی دقیق ناحیه نحراء بیمار، تصمیم گرفت که برای جلوگیری از آسیب بیشتر به عروق اصلی، روش جراحی خود را تغییر دهد.

💡 در برخی از داستان‌های حماسی، قهرمان داستان با ضربه‌ای بر ناحیه نحراء دشمن، پیروزی خود را در میان میدان جنگ به رخ دیگران کشید.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران