لغت نامه دهخدا
مواجری. [ م ُ ج ِ ] ( حامص ) صفت و حالت مواجر. مفعولیت. ( از یادداشت مؤلف ):
چون من به فاجری پسران درمواجری
همچون چراغ در شب تاریک روشنند.سوزنی.و رجوع به مواجر شود.
مواجری. [ م ُ ج ِ ] ( حامص ) صفت و حالت مواجر. مفعولیت. ( از یادداشت مؤلف ):
چون من به فاجری پسران درمواجری
همچون چراغ در شب تاریک روشنند.سوزنی.و رجوع به مواجر شود.
صفت و حالت مواجر. مفعولیت.