منتشط
مترادفها
فعال، پرانرژی، سرحال، پرجنب و جوش
متضادها
تنبل، سست، بیمیل
لغت نامه دهخدا
منتشط. [ م ُ ت َ ش ِ ] ( ع ص ) بازکننده پوست ماهی. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). آنکه پوست می کند ماهی را. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || آنکه می کشد گره را تا گشاده شود. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ). رجوع به انتشاط شود.