منت کش

لغت نامه دهخدا

منتکش. [ م ُ ت َ ک ِ ] ( ع ص ) بیرون کشنده گل و لای از چاه. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). آنکه گل و لای از چاه بیرون می کشد. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به انتکاش شود.

فرهنگ معین

(مِ نَّ. کِ ) (اِفا. ) کسی که با دیگری قهر است ولی به وسایلی سعی می کند توجه او را جلب و با وی آشتی کند.

فرهنگ فارسی

( اسم ) کسی که با دیگری قهر است ولی بوسایلی سعی میکند توجه او را جلب و باوی آشتی کند.
بیرون کشنده گل و لای از چاه. آنکه گل و لای از چاه بیرون می کشد.

جمله سازی با منت کش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زخمهای سینه اش منت کش مرهم نشد هر که همچون لاله بر دل داغ مادرزاد داشت

💡 ترا که گفت که منت کشی ز چرخ کبود به قهر کام دل خویشتن از اختر کش

💡 نه به مرگ و قتل آشفته ز دامنت کشد دست چو شهید عشق گشتم به خدا که من نمیرم

💡 مکش تو دامن اگر دامنت کشد خاری به خاک اهل وفا چون فتد گذار ترا

💡 نه منت کش از کس نه چیزی بخواه بروهر چه خواهی بخواه از اله

💡 دل به زخم خنجر احسان کس بسمل نشد صید ما منت کش جانبخشی قاتل نشد

مریم یعنی چه؟
مریم یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز