مناسج

لغت نامه دهخدا

مناسج. [ م َ س ِ ] ( ع اِ ) ج ِ مِنسَج. ( دهار ). رجوع به منسج شود.

جمله سازی با مناسج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در دوران باستان، مناسج دستی در کارگاه‌های بزرگ تولید پارچه‌های ابریشمی و پشمی، نقش بسیار مهمی در اقتصاد و صنعت آن منطقه داشتند.

💡 هنرمندان با استفاده از مناسج سنتی، توانسته‌اند طرح‌های پیچیده و زیبایی را بر روی پارچه‌های گران‌بها و ظریف حکاکی و بافته باشند.

💡 بررسی تاریخچه مناسج در کشورهای اسلامی، نشان‌دهنده پیشرفت‌های چشمگیر مهندسی و هنر بافندگی در قرون مختلف تاریخی در جهان اسلام است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران