مماناه

لغت نامه دهخدا

( مماناة ) مماناة. [ م ُ ] ( ع مص ) پاداش دادن و لازم گرفتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). مجازات دادن و لازم گرفتن. ( از اقرب الموارد ). || زمان دادن و دراز کشیدن وانتظار کشیدن. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). درنگ داشتن و انتظار کشیدن کسی را. مطاوله و انتظار از بهر کسی. ( از اقرب الموارد ). چشم داشتن کسی را. ( تاج المصادر بیهقی ). دراز کردن و انتظار کشیدن. ( آنندراج ). || مدارا نمودن. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || با همدیگر نوبت گذاشتن در سواری. ( ناظم الاطباء ).همدیگر به نوبت سوار شدن بر راحله. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || دیوثی کردن. ( ناظم الاطباء ).

قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز