معتش

لغت نامه دهخدا

معتش. [ م ُ ت َش ش ] ( ع ص ) مرغی که برای خود خانه می سازد. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || آن که خواربار اندک می آورد. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به اعتشاش شود.

جمله سازی با معتش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در آن دوران باستان، افراد معتش و ثروتمند معمولاً در قصرهای بزرگ و مجلل زندگی می‌کردند و از تمام امکانات رفاهی موجود بهره می‌بردند.

💡 او که مردی بسیار معتش و صاحب منصب بود، همواره به نیازمندان کمک می‌کرد و بخش زیادی از ثروت خود را صرف امور خیریه می‌کرد.

💡 برخلاف بسیاری از مردم که در فقر بودند، او با وجود اینکه بسیار معتش بود، هرگز غرور و تکبر را در رفتار خود بروز نمی‌داد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران