مستلعب تصویر معنی مستلعب لغت نامه دهخدا مستلعب. [ م ُ ت َ ع ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استلعاب. خواهان بازی کردن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به استلعاب شود. کلمات مرتبط مستبرد مستسمی مستلیح گزارش محتوای نامناسب