مستسمی
متضادها
بینام
لغت نامه دهخدا
مستسمی.[ م ُ ت َ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استسماء. جویا شونده از نام کسی. ( اقرب الموارد ). رجوع به استسماء شود.
بینام
مستسمی.[ م ُ ت َ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استسماء. جویا شونده از نام کسی. ( اقرب الموارد ). رجوع به استسماء شود.