مستغث
لغت نامه دهخدا
مستغث. [ م ُ ت َ غ ِث ث ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استغثاث. آنکه «غثیث » و ریم را از جراحت خارج کند. ( اقرب الموارد ). برآورنده ریم و جز آن از زخم و علاج و مداوات آن کننده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). آنکه مرهم می نهد بر جراحت و ریم آن را پاک می کند. ( ناظم الاطباء ). رجوع به استغثاث شود.
جمله سازی با مستغث
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فرد مستغث در برابر ظلم، با فریاد و التماس از قدرتهای بالاتر میخواهد که به داد او برسند و حقش را کف دستش بگذارند.
💡 در متون کلاسیک، شخص مستغث کسی است که از سختیهای روزگار ناله میکند و از خداوند برای رفع مشکل خود درخواست کمک مینماید.
💡 او با حالتی مستغث، از وضعیت نامساعد اقتصادی و مشکلات معیشتی خود نزد مسئولان مربوطه و مقامات ذیصلاح شکایت و درخواست رسیدگی داشت.