مستحلب

لغت نامه دهخدا

مستحلب. [ م ُ ت َل ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استحلاب. دوشیدن خواهنده. ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). رجوع به استحلاب شود.
مستحلب. [ م ُ ت َ ل َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از مصدر استحلاب. دوشیده شده. ( اقرب الموارد ). رجوع به استحلاب شود.

جمله سازی با مستحلب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در آزمایشگاه‌های شیمی پیشرفته، ایجاد یک مستحلب پایدار میان دو مایع که به طور طبیعی با هم مخلوط نمی‌شوند، نیازمند استفاده از عوامل امولسیون‌کننده بسیار دقیق و کنترل شده است.

💡 صنایع داروسازی برای تولید کرم‌های پوستی و لوسیون‌های مرطوب‌کننده، از فرآیند ساخت مستحلب استفاده می‌کنند تا مواد فعال دارویی به خوبی در پایه روغنی یا آبی پخش شوند.

💡 یکی از مشکلات اصلی در تولید محصولات غذایی مانند سس مایونز، جلوگیری از جدا شدن فازهای مختلف و حفظ پایداری مستحلب در برابر تغییرات دما و فشار است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران