مستبطی
مترادفها
نفوذی، جاسوس، مخفی
متضادها
آشکار، صریح، معلوم
لغت نامه دهخدا
مستبطی ٔ. [ م ُ ت َطِءْ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استبطاء. بطی ٔشمارنده. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به استبطاء شود.
نفوذی، جاسوس، مخفی
آشکار، صریح، معلوم
مستبطی ٔ. [ م ُ ت َطِءْ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استبطاء. بطی ٔشمارنده. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به استبطاء شود.