لغت نامه دهخدا
مسبوه. [ م َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از مصدر سبه. رجوع به سبه شود. || پیر خرف. ( منتهی الارب ). آنکه بسبب پیری عقل خود از دست داده باشد. ( اقرب الموارد ). مسبه. و رجوع به مسبه شود.
مسبوه. [ م َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از مصدر سبه. رجوع به سبه شود. || پیر خرف. ( منتهی الارب ). آنکه بسبب پیری عقل خود از دست داده باشد. ( اقرب الموارد ). مسبه. و رجوع به مسبه شود.