مرجم

لغت نامه دهخدا

مرجم. [ م ِ ج َ ] ( ع ص ) فرس مرجم؛ اسبی که به سم خود زمین را رجم کند. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ). || رجل مرجم؛ مرد قوی و سخت که گویا آلت رجم دشمن است. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || شدیدالوطء. از اسبان. ( از اقرب الموارد ).
مرجم. [ م ُ رَج ْ ج َ ] ( ع ص )حدیث مرجم؛ سخن که بر حقیقت آن آگهی نشود. ( منتهی الارب )، لایوقف علی حقیقته. ( اقرب الموارد ) ( متن اللغة ).
مرجم. [ م ُ رَج ْ ج ِ ] ( ع ص ) کسی که بشدت سنگ می زند. ( ناظم الاطباء ). نعت فاعلی است از ترجیم. رجوع به ترجیم شود.

چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز