مراضعت
مترادفها
شیردهی، رضاع
لغت نامه دهخدا
مراضعت. [ م ُ ض َ / ض ِ ع َ ] ( ع مص ) مراضعة. ( فرهنگ فارسی معین ). شیر دادن کودک را. رجوع به مراضعة شود.
مراضعة. [ م ُ ض َ ع َ ] ( ع مص ) فرزند را فا دایه دادن. ( زوزنی ). فرزند را فرا دایه دادن. ( تاج المصادر بیهقی ). بچه را به دایه دادن. ( منتهی الارب ). به دایه سپردن شیرخواره را. ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ). || شیر دادن کودک با کودک دیگر. ( منتهی الارب ). رضاع. ( اقرب الموارد ). شیر دادن بچه را با رضیعه؛ یعنی کودک شیرخواره دیگری. ( از متن اللغة ). || شیر دادن زن باردار کودک را. ( اقرب الموارد ). شیر دادن مادر آبستن کودک شیرخواره خود را و آن بچه را که در شکم دارد مُراضَع گویند. ( از متن اللغة ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) شیر دادن.
شیر دادن کودک را
جمله سازی با مراضعت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در متون فقهی و حقوقی اسلامی، بحثهای بسیار گستردهای پیرامون شرایط و احکام مربوط به مراضعت و ایجاد پیوندهای خانوادگی از طریق شیردهی وجود دارد.
💡 برای تعیین نسبتهای خویشاوندی در برخی فرهنگهای سنتی، بررسی دقیق قوانین مراضعت و مدت زمان شیردهی برای جلوگیری از مسائل مربوط به ازدواج ضروری است.
💡 حقوقدانان اسلامی در بررسی پروندههای مربوط به نسب، به شدت بر رعایت ضوابط شرعی در مسائل مربوط به مراضعت و تأثیر آن بر محرمیت تأکید میکنند.