معط

لغت نامه دهخدا

معط. [ م َ ] ( ع مص ) بچه انداختن زن. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || تیز دادن. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || دیر داشتن حق کسی را. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || دراز کشیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). دراز کشیدن چیزی را. ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || شمشیر از نیام برکشیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || گائیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ).مجامعت کردن با زن. ( از ذیل اقرب الموارد ). || موی برکندن. ( تاج المصادر بیهقی ). برکندن موی.( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). برکندن مو یا پر را. ( از اقرب الموارد ). || بی موی شدن اندام. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
معط. [ م َ ع َ ] ( ع مص ) پلید گردیدن گرگ و بسیار دها وخبث شدن و یا کم و ریخته شدن موی آن. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
معط. [ م َ ع ِ ] ( ع ص ) گرگ موی ریخته. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). گرگ موی ریخته و یا کم موی. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
معط. [ م ُ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ اَمعَط. ( منتهی الارب ). ج ِ امعط، مَعطاء. ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). رجوع به امعط و مَعطاء شود.

فرهنگ فارسی

جمع امعط و معطائ

جمله سازی با معط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر چند نیست لشکر سلطان عدد پذیر تو میزبان و معطی سلطان و لشکری

💡 نور او چون اصل موجودات بود ذات او چون معطی هر ذات بود

💡 یا مغیث المذنبین معطی السؤال یاانیس العارفین،یا ذوالجلال

💡 معین است و معطی مبین ومجیر قدیم است و قادر قوی وقدیر

💡 چو در زمانه یکی معطی و کریم نماند چگونه عاقبت کار ما بود محمود

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز