برطرف گردیدن
برطرف شدن، رفع شدن، یا از میان رفتنِ یک مشکل، عیب، یا مانع.
مترادفها
رفع شدن، از میان رفتن
متضادها
ایجاد شدن، پدید آمدن، باقی ماندن
برطرف شدن، رفع شدن، یا از میان رفتنِ یک مشکل، عیب، یا مانع.
رفع شدن، از میان رفتن
ایجاد شدن، پدید آمدن، باقی ماندن