مذوح

لغت نامه دهخدا

مذوح. [ م ِذْ وَ ] ( ع ص ) بسیار ملامتگر درشتگوی سرزنش کننده. ( منتهی الارب ). || درشت و معنف در راندن. ( یادداشت مؤلف ). که به خشونت و عنف براند. ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ).
مذوح. [ م ُ ذَوْ وِ ] ( ع ص ) آنکه اسراف می کند و بیهوده خرج می نماید. ( ناظم الاطباء ).نعت فاعلی است از تذویح، به معنی پراکنده کردن و پریشان و متفرق گردانیدن مال را. رجوع به تذویح شود.

فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز