مدمس

لغت نامه دهخدا

مدمس. [م ُ دَم ْ م َ ] ( ع ص ) چرکین. آلوده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). آلوده. ناپاک. ( ناظم الاطباء ). مدنس. ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). || خفی. پوشیده: دمس الشی ٔ؛ اخفاه و امر مدمس. ( اقرب الموارد ). مخبوء. ( متن اللغة ). || ( اِ ) سجن. ( اقرب الموارد ). رجوع به مُدَمِّس شود.
مدمس. [ م ُ دَم ْ م ِ ] ( ع ص ) پنهان کننده چیزی در خاک. ( آنندراج ). پوشاننده. پنهان کننده. دفن کننده. ( ناظم الاطباء ). نعت فاعلی است از تدمیس. رجوع به تدمیس شود. || ( اِ ) سجن. ( متن اللغة ). رجوع به مُدَمِّس شود.

سهید یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
زردوست یعنی چه؟
زردوست یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز