لغت نامه دهخدا
مداغل. [ م َغ ِ ] ( ع اِ ) جای مغاک از رودبارها. ( منتهی الارب ). بطون الاودیه. واحد آن مدغل است. ( از اقرب الموارد ). کف وادی ها که درخت در آن بسیار روید. ( از متن اللغة ).
مداغل. [ م َغ ِ ] ( ع اِ ) جای مغاک از رودبارها. ( منتهی الارب ). بطون الاودیه. واحد آن مدغل است. ( از اقرب الموارد ). کف وادی ها که درخت در آن بسیار روید. ( از متن اللغة ).
جای مغاک از رودبارها