مخلاه

مترادف‌ها

بیابان، صحرا

متضادها

آبادی، شهر

لغت نامه دهخدا

( مخلاة ) مخلاة. [ م ِ ] ( ع اِ ) تره دان و علف دان و توبره. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). تره دان و علف دان و توبره که دانه پر کرده به دهان اسب بندند. ( آنندراج ). توبره.( مقدمة الادب زمخشری ) ( دستورالاخوان چ بنیاد فرهنگ ). توبره و تره دان و علف دان. ج، مخالی. ( ناظم الاطباء ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران