متهزز
مترادفها
لرزان، مضطرب، لرزیده
متضادها
آرام، ثابت، استوار
لغت نامه دهخدا
متهزز. [ م ُ ت َ هََ زْ زِ ] ( ع ص ) جنبنده. ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). درخت جنبنده از باد. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تهزع شود.
فرهنگ فارسی
جنبنده
لرزان، مضطرب، لرزیده
آرام، ثابت، استوار
متهزز. [ م ُ ت َ هََ زْ زِ ] ( ع ص ) جنبنده. ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). درخت جنبنده از باد. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تهزع شود.
جنبنده