متقزز

مترادف‌ها

منزجرکننده، نفرت‌انگیز، تهوع‌آور

متضادها

دلپذیر، خوشایند

لغت نامه دهخدا

متقزز. [ م ُ ت َ ق َزْ زِ ] ( ع ص ) نیک پاک از آلایش و از ریم و چرک. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تقزز شود.

جمله سازی با متقزز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وقتی او آن صحنه بسیار ناپاک و کثیف را در گوشه تاریک خیابان مشاهده کرد، به شدت متقزز شد و نتوانست بدون احساس تهوع از آن مکان عبور کند.

💡 بسیاری از مخاطبان از دیدن رفتارهای غیرانسانی و بی‌رحمانه برخی شخصیت‌های مشهور در برنامه‌های تلویزیونی بسیار متقزز هستند و نسبت به آن‌ها واکنش شدید نشان می‌دهند.

💡 بوی بسیار بد و زننده که از میان زباله‌های انباشته شده در نزدیکی رستوران به مشام می‌رسید، باعث شد تمام مشتریان متقزز شده و سریعاً رستوران را ترک کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران