متفطر
لغت نامه دهخدا
متفطر. [ م ُ ت َ ف َطْ طِ ] ( ع ص ) شکافته گردنده و شکافته. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). شکافته و چاک و جداشده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تفطر شود.
جمله سازی با متفطر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در پی خشکسالی طولانی مدت، زمینهای کشاورزی به شدت متفطر شده و ترکهای عمیقی بر روی سطح خاک ایجاد شده که روند کشت را مختل میکند.
💡 نویسنده با استفاده از توصیفات بسیار دقیق خود، صحنه متفطر شدن آسمان در هنگام وقوع طوفانهای سهمگین را با زبانی شاعرانه برای خوانندگان ترسیم کرده بود.
💡 سطح سنگهای قدیمی در اثر فرسایش و تغییرات دمایی شدید به گونهای متفطر شده بودند که گویی با کوچکترین ضربهای از هم میپاشیدند و از بین میرفتند.