متطارق
لغت نامه دهخدا
متطارق. [ م ُ ت َ رِ ] ( ع ص ) شتران در پی یکدیگررونده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). شتران که در پی یکدیگر می روند و گام می نهند در جای پای دیگری. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تطارق شود.
جمله سازی با متطارق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برخورد ایدههای متطارق و متفاوت در جلسات فکری باعث شد که تیم تحقیق به نتایج بسیار درخشانی در این پروژه دست یابد.
💡 در طول تاریخ، برخورد فرهنگهای متطارق همواره باعث ایجاد تحولات بزرگ و تغییرات بنیادین در ساختار جوامع بشری شده است.
💡 او با شنیدن آن صداهای متطارق و عجیب در دل شب، احساس کرد که چیزی غیرعادی در محیط اطرافش در حال رخ دادن است.