متسهل

مترادف‌ها

آسان، سهل‌گیر

لغت نامه دهخدا

متسهل. [ م ُ ت َ س َهَْ هَِ ] ( ع ص ) آسان. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || نرم. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). صاف و نرم. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تسهل شود.

کلمات مرتبط