متأجل

مترادف‌ها

مؤجل، مهلت‌یافته، معوق، تأخیر یافته

متضادها

فوری، زودهنگام

لغت نامه دهخدا

متأجل. [ م ُ ت َ ءَج ْ ج ِ ] ( ع ص ) آب گردآمده در قرارگاه خود. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || گله و رمه پس مانده و درنگ کرده. || گروه فراهم آمده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ). || مهلت خواهنده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تأجل شود.
متأجل. [ م ُ ت َ ءَج ْ ج َ ] ( ع ص ) جمعشده در یک جا. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).

فرهنگ فارسی

جمع شده در یک جا

جمله سازی با متأجل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 به دلیل بروز مشکلات اداری و نبود مدارک لازم، تصمیم بر آن شد که جلسه بررسی پرونده‌های حقوقی به تاریخ دیگری متأجل گردد.

💡 مدیریت شرکت اعلام کرد که پرداخت سود سهام سهامداران به دلیل بحران اقتصادی فعلی، تا پایان سال جاری میلادی متأجل خواهد بود.

💡 اجرای پروژه بزرگ زیرساختی در منطقه، به دلیل کمبود بودجه دولتی و تغییر سیاست‌های اقتصادی، به مدت شش ماه متأجل شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران