متأثم
مترادفها
گناهکار، خاطی، خطاکار
متضادها
بیگناه، پارسا، پرهیزکار، صالح
لغت نامه دهخدا
متأثم. [ م ُ ت َ ءَث ْ ث ِ ] ( ع ص ) توبه کننده از گناه. ( آنندراج ). نادم و پشیمان و توبه کننده از گناه. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تأثم شود.
گناهکار، خاطی، خطاکار
بیگناه، پارسا، پرهیزکار، صالح
متأثم. [ م ُ ت َ ءَث ْ ث ِ ] ( ع ص ) توبه کننده از گناه. ( آنندراج ). نادم و پشیمان و توبه کننده از گناه. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تأثم شود.