لشکه
مترادفها
گروه، دسته، گردان، دسته نظامی
متضادها
فرد، واحد
لغت نامه دهخدا
لشکه. [ ل َ ک َ / ک ِ ] ( اِ ) لشک. پاره.
- لشکه لشکه؛ پاره پاره. ( برهان ).
- شبنم. ( برهان ). ( ولی ظاهراً به این معنی بشک باشد ).
گروه، دسته، گردان، دسته نظامی
فرد، واحد
لشکه. [ ل َ ک َ / ک ِ ] ( اِ ) لشک. پاره.
- لشکه لشکه؛ پاره پاره. ( برهان ).
- شبنم. ( برهان ). ( ولی ظاهراً به این معنی بشک باشد ).