لذاذت
مترادفها
لذت، خوشی، گواری
متضادها
رنج، درد، سختی
فرهنگ عمید
۱. خوشمزه شدن.
۲. خوشمزگی، گوارایی.
۳. به شادی گذراندن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- خوشمزه یافتن چیزی را: لذاذت این قدیه بمبلغی رسیده که... آنرا در سبدها تعبیه کرده.. شهر بشهر فرستاده اند. ۲- مزه یافتن.