مزه یافتن

لغت نامه دهخدا

مزه یافتن. [ م َ زَ / زِ ت َ ] ( مص مرکب ) لذاذة. ( از منتهی الارب ) ( ترجمان القرآن ) ( دهار ) ( زوزنی ). لذاذ. ( از منتهی الارب ). لذة. ( دهار ) ( ترجمان القرآن ). لذت. ( تاج المصادر بیهقی ). استلذاذ. ( دهار ) ( زوزنی ). التذاذ. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). تلذذ.مُلتذ شدن. لذاذت. لذت بردن. مزه بردن:
بخورد و بر او آفرین کرد سخت
مزه یافت از خوردنش نیکبخت.فردوسی.و رجوع به مزه بردن شود.

فرهنگ فارسی

لذت بردن

جمله سازی با مزه یافتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و گفته اند شکر مزه یافتن است بثناء او آنچه برو مستوجب آن نیستی از عطاء وی.

💡 بعضی گفته اند که گفت اِنّا وَجَدْنَاهُ صابِراً نگفت صبوراً زیرا که جمله احوال او صبر نبود، اندر بعضی از احوال با بلا بودی اندر حال مزه یافتن از بلا صابر نبود از آنرا گفت صابراً نه گفت صبوراً.

کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز