فقیر گردیدن

مترادف‌ها

تهیدست شدن، درمانده شدن

متضادها

ثروتمند شدن، غنی شدن، بی‌نیاز شدن

لغت نامه دهخدا

فقیر گردیدن. [ ف َ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) فقیر شدن. محتاج شدن. بی چیز شدن. مقابل غنی گردیدن:
آن نه مال است که چون دادیش از تو بشود
زو ستاننده غنی گردد و بخشنده فقیر.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

فقیر شدن. محتاج شدن

کلمات مرتبط