فقیر گردیدن

مترادف‌ها

تهیدست شدن، درمانده شدن

متضادها

ثروتمند شدن، غنی شدن، بی‌نیاز شدن

لغت نامه دهخدا

فقیر گردیدن. [ ف َ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) فقیر شدن. محتاج شدن. بی چیز شدن. مقابل غنی گردیدن:
آن نه مال است که چون دادیش از تو بشود
زو ستاننده غنی گردد و بخشنده فقیر.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

فقیر شدن. محتاج شدن

جمله سازی با فقیر گردیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در داستان‌های کلاسیک و حکایت‌های قدیمی، شخصیت‌ها پس از از دست دادن ثروت و اموال خود، به تدریج دچار سختی‌های فراوان شده و فقیر گردیدن را تجربه کردند.

💡 هیچ‌کس نمی‌تواند پیش‌بینی کند که تغییرات ناگهانی در اقتصاد جهانی چگونه می‌تواند باعث شود که بسیاری از طبقات متوسط جامعه به سرعت فقیر گردیدن را تجربه کنند.

💡 او پس از سال‌ها تلاش بی‌ثمر در تجارت، تمام دارایی خود را از دست داد و در نهایت به دلیل بدهی‌های سنگین، با سختی‌های زیادی روبرو و فقیر گردیدن را تجربه کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران