غنی گردیدن
مترادفها
ثروتمند شدن، بینیاز شدن
متضادها
فقیر شدن، تهیدست شدن
لغت نامه دهخدا
غنی گردیدن. [ غ َ دی گ َ دَ ] ( مص مرکب ) غنی شدن. توانگر و بی نیاز گردیدن. رجوع به غنی شود:
آن نه مال است که چون دادیش از تو بشود
زو ستاننده غنی گردد و بخشنده فقیر.ناصرخسرو.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) توانگر شدن بی نیاز شدن.
جمله سازی با غنی گردیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او با تلاش بسیار زیاد و سرمایهگذاری هوشمندانه در بازارهای جهانی، توانست در سن کم به موفقیتهای بزرگ رسیده و بسیار غنی گردید.
💡 هدف اصلی بسیاری از مردم در این دوران، تنها غنی گردیدن و جمعآوری ثروتهای مادی است، بدون اینکه به سلامت روان خود توجه کنند.
💡 برای غنی گردیدن در مسیر شغلی، فرد باید علاوه بر داشتن دانش فنی، مهارتهای ارتباطی و مدیریت زمان را نیز به خوبی بیاموزد.