فس فس کردن
مترادفها
شک کردن، تردید کردن، دودل شدن
متضادها
قاطع بودن، تصمیم گرفتن
لغت نامه دهخدا
فس فس کردن. [ ف ِ ف ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) به کندی کاری را انجام دادن. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به فس فس شود.
فرهنگ معین
( ~. کَ دَ ) (مص ل. ) (عا. ) به کندی کاری را انجام دادن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) به کندی کاری را انجام دادن.
ویکی واژه
(عا.)
به کندی کاری را انجام دادن.