فرجایی
مترادفها
در فاصله، در میان، در شکاف
لغت نامه دهخدا
فرجایی. [ ف َ ] ( ص نسبی ) منسوب به فرجیا که قریه ای است از قراء سمرقند. ( از سمعانی ).
فرهنگ فارسی
منسوب به فرجیا که قریه یی است از قرائ سمرقند.
در فاصله، در میان، در شکاف
فرجایی. [ ف َ ] ( ص نسبی ) منسوب به فرجیا که قریه ای است از قراء سمرقند. ( از سمعانی ).
منسوب به فرجیا که قریه یی است از قرائ سمرقند.